اینکه منو نمیخای بد! خیلی بد غرورمو جریحه دار کرد
چرا باید بهت بگم که دلم برات تنگ شده وقتی حسی بهم نداری
کاش بیخیال بودم بیخیال یکی مثل خودم درست مثل تو
برچسب:
نویسنده: محمد نوری
در بالمیل پست میگذاریم باشد که رستگار شوید.
برچسب: بیاپایین,
نویسنده: محمد نوری
برچسب:
نویسنده: محمد نوری
بعد رفتن پسر عمه،نشستم روی صندلی پارک ،اهنگ پاییز عاشق است و توی هدفون پلی کردم و یه ادامس تریدنت یادگاریو بکام گرفتن. متوجه نشدم کی سیگار توی دستم اتیش گرفت...
توی این شلوغی گم شدم توی این رفت و امد ادما ،من چرا اینجا نشستم
بی اختیار یاد یه خاطره افتادمو چه کودکانه خندم گرفت ای کاش از میون این ادمای غریبه،میشد تورو بانگاهم تو اغوش بگیرم
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ ساعت 19:53 توسط : جیمبو | دسته :
برچسب:
نویسنده: محمد نوری
برچسب:
نویسنده: محمد نوری
با مستاجر چند ساله مغازمون سر کرایه به توافق نرسیدیمبهش گفتم که مغازه رو خالی کن و اینا/حالا داییم زنگ زده که گناه داره بزار بمونه و اینا حتی دایی وسطیم اومد دم خونمون که بزار وایسه اما بنظرم خیلی نشسته پررو شده بهتره در خروجو نشونش بدم که برهاخه ما کمترین پول پیش و کرایه رو میگیریم و این انصاف نیست ،الان ما سی هزار کمتر از بقیه کرایه و هفتصدو پنجاه کمتر پول پیش گرفتیم
یکم دست و بالم باز بشه خودم مغازه رو میگیرم دستم و خلاصصصصصصزنداییم عسلی که پس اوردو دادیم بکسی دیگه برد خیلیم راضیه ،،در کل بااشنا جماعت دم خور نشید سنگین ترید! بدرد که نمیخورن فقط مایه دردسرو عذابن
تعریف خواب دیشب:داشتم تو خیابون راه میرفتم هی پام سفت میشدو نمیشد درست راه برمتعبیرشو دیدم گفت کلاه گشادی قراره بره سرت بدبخت سرمانخوری یوخ
برچسب:
نویسنده: محمد نوری
امروز شماره ممدوگرفتم و در عین ناباوری یدونه رفیقم که تکه تکه گوشیش زنگ خورد از خدمت برگشتهخواهرش گوشیو جواب داداما خودتون قضاوت کنید:
الو سلام ببخشید محمد اومده؟از خدمت
خواهرش:بله شما؟امری داشتید باهاش؟!
من:نه فقط خوشحال شدم اومده ،میشه صداش کنید
خواهرش؛نه! محمد دیگه دور رفیقاشو خط کشیده ،لطفا دیگه حتی برای احوالپرسیم بهش زنگ نزنید
خداحافظ
من:بسلامتنوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ ساعت 13:51 توسط : جیمبو | دسته :
برچسب:
نویسنده: محمد نوری
امروز دلارام و بخاطر نگفتن یموضوعی که سخت روحمو سوهان زد،بازخواست کردم و خواستم کاری منطقی انجام بدم که بدبختانه نتیجه عکس شداز این غیرتی شدنا خوشش نمیاد
دلارام اگه پیاممو میخونی این یقسمتش منظورم تویی ها
منم دوست ندارم عکستو تو شبکه های اجتماعی میزاری و بخاک مزار پدرم قسم اگه این کارو ادامه بدی
میرم و پا میزارم روی دلم نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ ساعت 14:0 توسط : جیمبو | دسته :
برچسب:
نویسنده: محمد نوری

رفتیم ساینای پسر عمه رو اسپرت کردیم چرخ عقبمون ببدنه گرفت پوکید بووووق پیچ شدیم الانم داریم با نیسان سایپا میریم نمایندگی
بخدا وزوزی تو چشات شوره....
برچسب:
نویسنده: محمد نوری